سرگرمی جک دانستنی همه چی این جا هست... دیدنش مجانیه! ما برای خودمان یک باند درست کرده بودیم. باند عقرب. بالاخره هر کس توی این دنیا یک دلخوشی ای دارد. دلخوشی خیلی خوش ما پاتوق مان بود که خیلی با حال بود. راسیاتش ما یک کشتی داشتیم که مال خودمان بود.اسمش را نهاده بودیم،بمبک. روزهای وسط هفته که کار و کاسبی خربا بود و از مرده ها چیزی نمی ماسید، می رفتیم بمبک و صفا می کردیم. بمبک یک لنج چوبی بی صاحب بود که لنگر انداخته بود به امان خدا کنار شط بهمنشیر. یعنی بی صاحب بی صاحب هم نبود. خبر داشتیم که مال عبدالرحمن بنی قوچ بود که شنیده بودیم به خطار ادم کشی افتاده زندان. آن هم زندان ابد. ما هم از صدقه سری زندان ابد آن ادم کش، صاحب یک کشتی بودیم که نه موتور داشت، نه بادبان. فقط بهترین جای دنیا بود برای مان. * عقرب های کشتی بمبک، فرهاد حسن زاده نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها ![]()
![]() |
|||
![]() |